سلام خدا قوت! ایام بخیر! ی کتابی هست ب نام" هنر رضایت از زندگی" ازین ب بعد ان شاالله خلاصه ای از مطالب کتاب رو ب همراه حرفای خودم، تو وبم قرار میدم. الآنم با قسمت اول ب روزم. تونستین تشریف بیارین، خوشحال میشم. التماس دعای فرج یا علی
یاد مکاشفه ی پدر علامه فاطمی نیا افتادم. ایشون با جمعی از بزرگان و علما شب جمعه ها منزلشون کلاس قران داشتند. شبی وجود شیطان ممثل شد. ایشون تونستند شیطان رو بشناسند. بهش گفتند پاشو برو بیرون. ابلیس گفت: من در کنار قرآن هستم. مقداری که گذشت آقیا فاطمی نیا بهش گفت: اصلا تو چرا با ما آدمها مشکل داری؟ میگفتند: "با ابلیس حدود یکساعت و نیم بحث کردم ،قرآنی!، واقعا شیطان برای خودش ملایی بود. هی من دلیل آوردم اون دلیل آورد. خلاصه من پپیروز شدم. بهش گفتم : دیدی شکستت دادم. ان شاء الله توی همه ی زمینه ها تو رو شکست میدم. شیطون به من گفت: اتفاقا من پیروز شدم. چون من نقشه چیده بودم که نذارم این یکساعت و نیمه رو ، به قرآن گوش بدی!"
سلام خیلی مشتاق بودم ببینم آخرش چی میشه
آخرش که خوندم فقط گفتم:عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــب مکاری هست
ممنون از نظر ارزشمندتون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام فاطمه جووووووووووون








کجا بودی نبودی
خعلی وقته ک اومدی
چ بیخبر
ی لنگه کفشی چیزی پرت میکردی خب
خوشامدی ای دووووووووووووست
منم میترسم ازین مواردی ک نام بردیا
سلامممممممممممم

همین دور برا
ما جسارت نمی کنیم لنگه کفش چیه؟الان با گل میرسیم خدمتون
خب ترس من از هردوشه!
سلام
خدا قوت!
ایام بخیر!
ی کتابی هست ب نام" هنر رضایت از زندگی"
ازین ب بعد ان شاالله خلاصه ای از مطالب کتاب رو ب همراه حرفای خودم، تو وبم قرار میدم.
الآنم با قسمت اول ب روزم.
تونستین تشریف بیارین، خوشحال میشم.
التماس دعای فرج
یا علی
سلام
چشم میام
ممنون از دعوتتون
یا علی
سلام.خدایا خدایا ازعمرم بکاه وبردینم بیفزا.آمین یارب العالمین
سلام

انشالله سال های سال در پناه خدای مهربون عمر با عزت داشته باشین
سلام
آری
مهمترین مأموریت شیطان همین است: غفلت.
یاد مکاشفه ی پدر علامه فاطمی نیا افتادم. ایشون با جمعی از بزرگان و علما شب جمعه ها منزلشون کلاس قران داشتند.
شبی وجود شیطان ممثل شد. ایشون تونستند شیطان رو بشناسند. بهش گفتند پاشو برو بیرون. ابلیس گفت: من در کنار قرآن هستم. مقداری که گذشت آقیا فاطمی نیا بهش گفت: اصلا تو چرا با ما آدمها مشکل داری؟ میگفتند: "با ابلیس حدود یکساعت و نیم بحث کردم ،قرآنی!، واقعا شیطان برای خودش ملایی بود. هی من دلیل آوردم اون دلیل آورد. خلاصه من پپیروز شدم. بهش گفتم : دیدی شکستت دادم. ان شاء الله توی همه ی زمینه ها تو رو شکست میدم. شیطون به من گفت: اتفاقا من پیروز شدم. چون من نقشه چیده بودم که نذارم این یکساعت و نیمه رو ، به قرآن گوش بدی!"
سلام
خیلی مشتاق بودم ببینم آخرش چی میشه
آخرش که خوندم فقط گفتم:عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــب مکاری هست
ممنون از نظر ارزشمندتون